بیوگرافی داریوش (قسمت دوم)
ظاهرا اختلاف داریوش با فرشید رمزی تهیه کننده ی برنامه شش و هشت ، دلیل جدائی او از تلویزیون بود. اما هفته نامه اطلاعات هفتگی در اردیبهشت ۱۳۵۱ خبر جالب دیگری را منتشر می کند. داریوش مشغول ضبط شعر پریای احمد شاملوست. سالها بعد داریوش در مصاحبه با شاهرخ گلستان از ممنوعیت انتشار آهنگ پریا پرده بر می دارد و بیان می کند که بابت اجرای این ترانه مورد بازخواست قرار گرفته در حالی که کتاب شاملو منتشر شده بود. اما اجرای ترانه ی پریا دست به دست در بین مردم پخش می شود و دیگر ساواک نمی تواند کاری انجام دهد. تنها به این حربه متوسل می شوند که اجازه نمی دهند صفحه ی ترانه پریا چاپ شود و از مینا اسدی شاعر و ترانه سرا می خواهند تا بر آهنگ« پریا »کلامی تازه بنویسد و ایشان نیز ترانه ی« زندگی یه بازیه» را می سراید. صفحه ی ترانه ی «زندگی یه بازیه و آسمون با من و تو قهره دیگه »در اردیبهشت ۱۳۵۱ منتشر می شود. داریوش نخستین خواننده ای بود که شعری از احمد شاملو را اجرا کرد. در واقع فرهاد یک سال بعد یعنی در تابستان ۵۲ ترانه ی شبانه ها را اجرا کرد. نکته دیگر این که ملودی پریا را خود داریوش در دستگاه دشتی ساخت و این ملودی نخستین کار سنتی داریوش نیز محسوب می شد. البته اجرای همین کار سنتی باعث خشم احمد شاملو نیز شد . در تیر ماه ۱۳۵۱ نخستین اجرای داریوش در یک فیلم سینمائی نیز پخش می شود. ترانه ی زندونی سروده محمد علی شیرازی و آهنگی از انوشیروان روحانی تیتراژ فیلم گذر اکبر می شود . این فیلم در تاریخ ۱۴ تیر ۱۳۵۱ اکران می شود. محمد علی شیرازی سراینده ی ترانه ی زندونی در مصاحبه ای در دهه ی هشتاد با یکی از هفته نامه های چاپ داخل ایده ی سرودن ترانه ی زندونی را این گونه توصیف می کند: «این موضوع فکر من را به خودش مشغول کرده بود که یک زندانی وقتی از زندان آزاد می شود چرا باید هم چنان در حاشیه باشد و مردم به خاطر انگی که به پیشانی او خورده از جامعه طردش کنند . سال ها برای پیدا کردن ملودی مناسب و جای عرضه کردنش معطل بودم و نمی توانستم آن را بسازم تا این که برای فیلم گذر اکبر به من سفارش دادند و در همان زمان هم آهنگی که مناسب این بود توسط آقای انوشیروان روحانی ساخته شد و من هم روی ملودی ، شعر زندونی را ساختم. البته این فیلم به مدت دو سال توقیف بود و نهایتا در سال ۵۱ اکران شد.» داریوش هم چنان در این سال به اجرای ترانه های سنتی می پردازد . پس از اجرای آهنگ «آسمون با من و تو قهره دیگه » ساخته ی صدر الدین مهوان که البته بعدها توسط مهستی نیز بازخوانی شد به اجرای کار دیگری از مهوان می پردازد. آهنگ« شب اومد و پسرم »دیگر کارهای سنتی داریوش در این سال بود تا جمع آثار سنتی داریوش در سال ۱۳۵۱ به عدد پنج برسد . پریا ، آسمون با من و تو قهره دیگه ، زندگی یه بازیه ، شب اومد و در نهایت پسرم. پسرم نخستین همکاری بابک بیات با داریوش بود. در آذر ماه سال ۱۳۵۱ دو کار دیگر داریوش در فیلم های سینمائی جای می گیرد. نخست اجرای ترانه ی شهر غم در فیلم سینمایی شیرتوشیر اکران شده در ۲۹ آذر ۱۳۵۱ و دیگر اجرای ترانه ی دستای تو در فیلم دشنه. در باب ترانه ی شهر غم نکته ای که می بایست مورد اشاره قرار گیرد این است که این ترانه توسط ستار نیز اجرا شده اما متاسفانه ایشان هیچ گاه تاکنون اشاره ای به این که این ترانه ابتدا توسط داریوش خوانده شده ، نمی کنند. اجرای ستار برای سریال تلویزیونی قصه ی عشق بوده که در سال ۵۲ اکران گردیده در حالی که داریوش یک سال قبل از این تاریخ در فیلم سینمایی شیرتوشیر صدایش پخش شده بود. ستار یکی از نخستین مقلدان داریوش در پیش از انقلاب محسوب می شود به شکلی که تورج شعبانخانی آهنگساز در مصاحبه ای بر این نکته صحه گذاشت. از دیگر مقلدان داریوش در پیش از انقلاب می توان به فرزین ، کامران ، شاهرخ و پرویز اشاره داشت به گونه ای که متاسفانه پاره ای از اجراهای این خواننده ها نیز طی این سال ها به نام داریوش پخش گردیده که حتما در این باره به شکل مستند مثال های روشنی را ذکر خواهم کرد. اما انتشار ترانه دستای تو با کلام اردلان سرفراز و ملودی حسن شماعی زاده در فیلم سینمایی دشنه در ۳۰ آذر ۱۳۵۱ مسیر تازه ای در فعالیت هنری داریوش محسوب می شد.
در واقع دستای تو یکی از نخستین کارهای جدی داریوش در عرصه ی خوانندگی بود. حسن شماعی زاده در مصاحبه ای در همان سال با اطلاعات هفتگی بیان داشت که برای ملودی دستای تو بیست هزار تومان دریافت داشته . مبلغی که شاید برای آن سال رقم بسیار کلانی نیز محسوب می شد. نکته ای را که فراموش کردم بیان کنم آن است که پس از جدائی داریوش از تلویزیون به دلیل اختلافات ایشان با تهیه کنندگان تلویزیون و تقریبا پس از اجرای ترانه ی پریای شاملو، پخش صدای داریوش از تلویزیون ممنوع شد و فرشید رمزی تهیه کننده ی چشمک به سراغ فریدون فروغی رفت و ایشان جایگزین داریوش در آن برنامه شدند. حسن شماعی زاده روایت جالبی از انتشار ترانه ی دستای تو با صدای داریوش دارد: «پس از شروع کار آهنگسازی من در سال ۵۱ داریوش برای یک آهنگ به من مراجعه کرد . زمستان ۱۳۵۱ این ترانه در استودیو آل کوردوبس با ارکستر واروژان که شامل ۱۴ نوازنده بود ضبط شد . پس از اجرای آهنگ، ترانه به شورای شعر رادیو رفت و رد شد . چون پس از برنامه ی شش و هشت صدای داریوش از تلویزیون ممنوع شده بود . واروژان در آن سالها به ساختن موسیقی فیلم روی آورده بود . لذا قراردادی با آقای مصیبی برای فیلم دشنه بسته بود. این ترانه در ماشین واروژان برای آقای مصیبی گذاشته می شود و اواز این ترانه خوشش می آِید . مصیبی با پافشاری به شماعی زاده می گوید که این ترانه را از رادیو و تلویزیون پخش نکنید تا اولین بار در فیلم پخش شود بی خبر از همه جا که پخش صدای داریوش ممنوع شده است.پس از آن برای قرارداد به تک تک کمپانی ها سر زدیم ولی هیچ کدام از آنها با ما قرارداد نبستند چون از ریسک کردن می ترسیدند و می گفتند چون انتشار صدای داریوش ممنوع است ما هم نمی توانیم قرارداد ببندیم . الیاس نامی به من گفت به میدان ۲۴ اسفند نزد جهانگیر طبریایی برو و در آنجا قرارداد بسته شد و صفحه همزمان با فیلم پخش شد.» همین ممنوعیت پخش صدای داریوش از تلویزیون باعث شد تا دعوت محمود قربانی در کاباره میامی را بپذیرد و در آن کاباره شبها با ارکستر واروژان برنامه اجرا کند. دیگر تاثیر این ممنوعیت کم شدن تعداد اجراهای داریوش و محدود شدن کارهایش به اجرا در فیلم های سینمائی بود. در اوایل ۱۳۵۲ داریوش که حالا با وسواس بیشتری به انتخاب ترانه ها می پرداخت مرثیه ی « چشم من » را با ملودی حسن شماعی زاده اجرا می کند. ترانه ی «خار » نیز که سروده ی مسعود هوشمند بود در فیلم سینمایی جنوبی در اردیبهشت ۱۳۵۲ پخش می شود. در جدول بهترین ترانه های تابستان ۱۳۵۲ این ترانه ها جای گرفتند: کوچولو ( عارف) ، شبانه ( فرهاد) ، دیدی از دستم رفت( منوچهر سخائی) ، پنچره ای به باغ گل ( حمیرا) ، فریاد ( مهستی ) ، تنگنا ( فریدون فروغی) ، دیروز امروز( گیتی) ، خار ( داریوش) ، چادر نماز( رامش) . اما سال ۱۳۵۲ سالی سرنوشت ساز در فعالیت هنری داریوش بود. چرا که ترانه نوین ایران زمین با آثاری از شهیار قنبری و اردلان سرفراز و جنتی عطایی با اجراهایی از فرهاد و گوگوش رسما حضورش را به ثبت نشانده بود. داریوش نیز با محدود کردن اجراهایش آثاری ماندگار را برای همیشه ی تاریخ ثبت کرد. در خرداد ۱۳۵۲ ترانه ی جنگل سروده ی ایرج جنتی عطایی و ملودی بابک بیات به عنوان تیتراژ فیلم سینمایی «خورشید در مرداب» پخش می شود. ظاهرا نخست قرار بوده فریدون فروغی این ترانه را اجرا کند. این ترانه به مناسبت اعدام چریک های جنگل سیاهکل ساخته می شود. این ترانه یکی از نخستین آثار سیاسی اجتماعی ایرج جنتی عطایی محسوب می شود. پس از این کار ترانه علی کنکوری برای فیلمی به همین نام در شهریور ۱۳۵۲ پخش می شود. هفته نامه اطلاعات هفتگی در شهریور ۱۳۵۲ متن ترانه ی «من و دل » سروده ی مسعود امینی و ملودی بابک افشار با صدای داریوش را منتشر می کند. در دی ماه ۱۳۵۲ نیز همین هفته نامه، متن ترانه ی جاودانه ایرج جنتی عطایی با صدای داریوش با نام «خونه »را منتشر می کند. ظاهرا این ترانه با صدای ابی و ستار نیز ضبط می شود اما به دلیل همخوانی بیشتر کلام و ملودی با صدای حماسی داریوش ، ترانه سرا و آهنگساز را متقاعد می کند تا ترانه ی جاودانه خونه با صدای داریوش پخش شود. در اسفند ۱۳۵۲ هفته نامه اطلاعات هفتگی طی مصاحبه ای با داریوش خبر بازخوانی دو اثر قدیمی را با صدای ایشان می دهد. داریوش در این مصاحبه عنوان می کند که آهنگ زهره با صدای داریوش رفیعی و مسبب با صدای عماد رام را بازخوانی می کند. اما در این سال هفته نامه های مختلف خبرهای حاشیه ای زیادی را نیز از داریوش منتشر می کنند. خبرهایی از شب نشینیهای زیاد ایشان و حتی در مطلبی خبر از استفاده ی بیش از اندازه از یک ماده ی ممنوعه توسط ایشان که البته منظور همان مصرف مواد مخدر است. البته در تابستان ۵۲ نیز خبر منجر به نقص عضو چشم کامبیز دوست داریوش در حادثه ی رانندگی که داریوش راننده بوده نیز پخش می شود . خبری که ۳ سال بعد منجر به زندان رفتن داریوش در پی شکایت این دوست نیز می شود. همان گونه که نشریات در این سال روایت کرده اند داریوش در سال ۵۲ نیز متاسفانه اعتیاد به مواد داشته که البته ایشان در مصاحبه با علی رضا امیر قاسمی بیان داشتند پیش از به زندان رفتن در تابستان ۵۳ مصرف کننده ی تفننی بودند. ۳ بهمن ۱۳۵۲ هفته نامه سپید و سیاه سرنوشت داریوش رفیعی در انتظار داریوش است؟ «در یکی از شبهای هفته ی گذشته داریوش خواننده ای که با برنامه ی چشمک و شش و هشت به مردم معرفی شد و به زودی لقب خواننده نسل جوان گرفت قهرمان یک ماجرای تاسف آور شد. داریوش پس از اجرای برنامه اش در کاباره میامی به محفل دوستان خود که گویا یک بزم نیمه شبانه برپا کرده بودند رفت و پس از ساعتی نیمه های شب به حال اغما افتاد. دوستان داریوش او را فورا به یک بیمارستان رساندند و در بیمارستان گفته شد که بیهوشی وی به خاطر مسمومیت ناشی از مصرف بیش از حد مشروب و یکی از مواد ممنوعه بوده است و اضافه کردند که اگر او را چند دقیقه دیرتر می رساندند به احتمال قوی از این مسمومیت جان سالم به در نمی برد. داریوش از مدت ها پیش به شرکت در اینگونه شب زنده داری ها پرداخته است و اگر هر چه زودتر به خود نیاید و دوستان ناباب خود را ترک نکند بیم آن می رود که او نیز هم چون داریوش رفیعی قربانی اشتباهات دوران جوانی خود شود و نه تنها صدای گرم و پرسوزش بلکه زندگیش را نیز از دست دهد.» توضیح از مدیر سایت: داریوش رفیعی خواننده در سال ۱۳۳۵ به دلیل مصرف بیش از حد مواد مخدر درگذشت. هفته نامه سپید و سیاه چهارشنبه ۸ اسفند ۱۳۵۲ داریوش و ترک اعتیاد این هفته داریوش خواننده یی که فعالیت خود را در یکی از کاباره ها از سر گرفته بود در یکی از بیمارستان ها بستری شد تا اعتیاد خود را ترک کند . گویا این برای چندمین بار است که داریوش برای ترک اعتیاد بستری می شود و گویا این بار یک عشق تازه باعث شده تا او چنین تصمیمی بگیرد . در این روزها هر کس می خواست با داریوش تماس بگیرد به او می گفتند که داریوش به سفر رفته است در حالی که واقعیت این است که دکتر معالج او اجازه نداده است داریوش با هیچ کس ملاقات بکند.